تبليغاتX
...خدایا! همه عاشقانه هایم برای تو




















...خدایا! همه عاشقانه هایم برای تو

با سر پنجه ی جنون مان گور عشق را کندیم...هنوز زنده بود، نفس می کشید و تن اش گرم بود از طنین دوستت دارم هایمان که ...

زنده به گورش کردیم بی نوا را ...

خواست تو بود!؟؟؟ و مرا گریزی نبود جز اینکه هیچ نگویم!..حالا در دل "من" و "تو" گوری ست، گوری که شبانه از درونش کسی الفاظی را نا مفهوم فریاد می زند؛ شاید نفرین می کند من را و تو را...و ما پنبه در گوش فرو می بریم و در آغوش کابوس های بزرگ شدنمان به خواب می رویم!می دانم که ربایش قلب هایمان را هنوز هم حس می کنی، بگو که دلت مدام از تو چیزی را طلب می کند و تو در جواب، دستهای خالی ات را بهانه می کنی !... 

                                                            ------------------

از وقتی فراموشم کردی ،

زیباتر شدی !

دروغ گو ها را باید فراموش کرد !

امشب اعتراف می کنم

به تنها دروغی که گفتم:

" من نیز فراموشت خواهم کرد !!!"

 

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 1:29 توسط بهاره| |


Design By : Night Skin