...خدایا! همه عاشقانه هایم برای تو
زندگاني ام ساكت است . جز كار كردن و قدم زدن كار ديگري ندارم ، هوس ديدن مردم را ندارم و احساس مي كنم در انتظار چيز تازه و غريبي هستم كه بخش ناسوخته روحم را بسوزاند . مي خواهم بيشتر بنويسم اما نمي توانم . كمي ملولم و سكوت سياهي روحم را فرا گرفته است . اي كاش مي توانستم سرم را روي شانه هايت بگذارم … ((جبران)) ------------------------------------------ ۷ شهريور : عيد سعيد فرخنده ميلاد مسعود خجسته مبارك خودم را به همه جهانيان كه با وجود من زندگي آنها رنگ و بو و معني تازه اي گرفت تبريك و تهنيت عرض مي كنم . 23 ساله شدم .اما من هیچوقت بزرگ نمیشوم. شاید چون خودم نمیخواهم . انگار همين ديروز بود . ظهرهاي گرم يواشكي تابستان . دوچرخه سواري هاي بي اجازه . هر زمان كه تنگ مي شود دلم ياد خاطرات دور مي كنم خاطرات كودكي باز در دلم مرور مي كنم . پ.ن.1: بيست و سه ... هميشه از عددهاي فرد بيزار بودم مخصوصا 23 .هر چند كه عددهاي زوج هم گلي به سرم نزدند. پ.ن.2: داداشي ممنون يه عالمه تو اولين كسي بودي كه تبريك گفتي. پ.ن.3: امسال مامان و بابا غافلگيرم كردند .تولدم را كنار دريا جشن مي گيريم .خدايا روسفيدم كن.سلامتي و عمرباعزت بهشون بده و عمر منو كوتاه تر از عمر اونا بكن . خداجونم كاش ميشد بغلت كنم و محكم ببوسمت.. ![]()
| Design By : Night Skin |


