تبليغاتX
...خدایا! همه عاشقانه هایم برای تو -




















...خدایا! همه عاشقانه هایم برای تو

دکتر شریعتی :

 «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود-اینکه در آن سن و سال، زن داشت. چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان میگذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم و تازه فهمیدم که خیلی اوقات:

آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد.

                                                  

پ. ن ۱ : منتظرم

پ .ن ۲ :کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

                                                     کی روی ؟ ره ز که پرسی ؟ چه کنی ؟ چون باشی ؟

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 23:58 توسط بهاره| |


Design By : Night Skin