تبليغاتX
...خدایا! همه عاشقانه هایم برای تو - من اینجا بس دلم تنگ است ...




















...خدایا! همه عاشقانه هایم برای تو

نمیدونم چرا این روزا همه چی به تو ربط پیدا میکنه ... حتی چیزای بی ربط... از مامان بازی های پریسا گرفته تا شوخی های خدیجه و همه دلتنگی های من برای خونه ...

دور شدن ازخونه که برای من به معنای آرامش مطلقه به هر عنوانی که باشه زجرآوره ... تازه چند روزه که اومدم خوابگاه . چقدر دلم تنگه برای همه داشته هام که اینجا نیستن ، اینجا شاید بیشتر دلتنگ چیزایی میشم که ممکن بود یه روزی داشته باشم ... میداشتم و الان اینجا نبودم ... میذاشتمو اینقدر تنها نبودم ... میداشتمو اینقدر ساکت نبودم . دلتنگم خیلی ...

این سکوت که اوایل به اجبار زمونه بود و اختیاری حالا دیگه شده یه جزیی از وجودم . حالا دیگه مطمئنم  سکوت منو اختیار کرده .

پ.ن.۱: جواب کنکورم اومد و من گرافیک اصفهان قبول شدم. شاید انصراف بدم . استعداد هنر ندارم

پ.ن.۲. شنبه اومدیم برای ثبت نام کنکور بهمون گفتن از ۲شنبه کلاس دارید و من مجبور شدم بمونم اینجا . دلم برای مامان و بابا ، برای سعید براسی خونه خیلی تنگه .

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 18:21 توسط بهاره| |


Design By : Night Skin